عکس غزل در ابشار نوژیان
ا جمعه هفته پیش صبح ساعت ٦ با یه مینی بوس با دوستامون رفتیم خرم اباد ابشار نوزیان هوا خیلی گرم بود ولی خوش گذشت ساعت ٧ هم بر گشتیم حدود ساعت ١٠ بود که به بروجرد رسیدیم ...
نویسنده :
مامان غزل
16:26
غزل کوه نورد کوچولو
بعد از ٢ روز که از کویر برگشتیم قرار شد که جمعه مورخ ٩:٢:١٣٩٠همه با هم به همراه کوهنوردای گروه کاوه به یکی از کوه های شهرستان درود یعنی قارون برویم .اولش بابا گفت که ما نمیتونیم باهاشون بریم اما روز ٥ شنبه نظرش عوض شد وتصمیم گرفت که ما رو هم ببره جمعه صبح ساعت ٦ قرار بود که همگی سر قرار حاضر باشیم.شب که شد از شدت دلشوره تا صبح خوابم نمیبرد همش دلم شور میزد که نکنه پشیمون بشیم که جرا رفتیم صبح ساعت ٥ بیدار شدم و لباسهامو پوشیدم یکی دو بار منصرف شدم و گفتم که نمییایم گفتم نکنه اذیت بشی اما مامان جون و بابا جون دلداریم دادن که بیا ان شاالله که خوش میگذره بالاخره با توکل کردن به خدا به راه افتادیم حدود ساعت ٨.٣٠ به مق...
نویسنده :
مامان غزل
16:25


